ثبت توهمات رنگین در «گلی»

آریا دخت جهانبخشان عکاس بوشهری در نخستین نشست «نگاه شخصی» همایش «ده روز با عکاسان» تجربیات خود را با مخاطبان در میان گذاشت.

او در ابتدای این نشست گفت: شش سال است که عکاسی می کنم. زمانی که عکس های ابتدایی خود را به آقای کیارنگ اعلایی نشان دادم ایشان به من گفتند که به دنبال عکاسی از گل و بلبل نباش  و به دنبال جمع آوری مجموعه عکس باش. من از این صحبت بسیار آموختم و به این فکر کردم که شهر من جاذبه های فراوانی دارد که می تواند سوژه خوبی برای عکاسی باشد.

جهانبخشان ادامه داد: من در آن زمان که عکاسی را شروع کردم شاید تنها زنی بودم که بعنوان ترخیص کار گمرک در این مجموعه کار میکردم. از همان ابتدا تنوع رنگی که به واسطه کانتینرهای مختلف در اسکله وجود داشت این سوژه برای من بدل به سوژه ای جذاب شد.  یک دوربین کوچک داشتم و هر زمان که هوا ابری می شد از فضاهای اسکله، فضاهایی که کاملا مردانه است و حضور زن در آن معنایی ندارد عکاسی می کردم. من برای عکاسی بیشتر از دکل بالای جرثقیل ها استفاده می کردم، جرثقیل هایی که دائم در حال حرکت بودند. برای گرفتن برخی از این عکس ها 24 ساعت منتظر می مانم و حتی عکسی دارم که من سه یا چهار سال برای ثبت آن وقت گذاشتم. مثلا از لوکیشنی عکاسی کردم و منتظر ماندم که شب بشود و کارگران که برای استراحت می روند از همان فضا در شب نیز عکاسی کنم. در این مجموعه عکسی از بافت قدیمی بوشهر، بندر، گمرک و دریا دارم که امروز در همه ادارات بوشهر استفاده می شود.

این عکاس بوشهری در ادامه مجموعه «بهشت شور» خود را به نمایش در آورد که کتاب این مجموعه را نیز به چاپ رسانده است.

او در ادامه درباره این مجموعه خود گفت: مجموعه کوه های نمکی استان بوشهر یک گنج ناشناخته بود. زمانی که از آن عکاسی کردم خیلی ها تلاش کردند تا تبدیل به کتاب نشود چرا که معتقد بودند بکر بودن این فضا از بین می رود. با انتشار این مجموعه توانستم توریست های بسیاری را برای بازدید از این منطقه جذب کنم که این اتفاق برای خوشایند بود.

جهانبخشان سپس به مجموعه«گلی» خود اشاره کرد و گفت: به همراه یک گروهی مدتی از یکی از بافت قدیمی یکی از روستاهای استان فارس عکاسی می کردیم. من برخلاف دیگران دوست داشتم به جز بافت قدیمی از داخل خانه ها نیز عکاسی کنم که یک روز در یکی از کوچه ها با یک خانه عجیب و غریب برخوردم که این خانه پر از رنگ بود و نقاشی های فراوانی بر روی آن کشیده شده بود.من متوجه شدم این خانه مربوط به یک هنرمند است که از قضا گرافیک خوانده و پس از دانشگاه به این خانه آمده است.او این خانه را به افرادی کرایه می داد تا بتوانند به راحتی در آن سیگار بکشند و یا دانشجویانی که نمی توانستند به خوابگاه بروند در آن مستقر شوند درآمد صاحبخانه از فروش ماریجوانا بود و تمام بدن آن ها به ژورنال تتو تبدیل شده بود. برای ثبت این مجموعه سه سال تلاش کردم. هر ماه می آمدم و یک هفته ام را با این افراد در آن خانه می گذراندم. این افراد به دلیل توهماتی که داشتند نیاز به فضایی رنگی داشتند و این خانه پر از نقاشی های مختلف بود.

او گفت: بعد از مدت ها صاحبخانه آن خانه را از این افراد گرفت و هرکس سرنوشت خودش را پیدا کرد. سال ها از این افراد خبر دار نبودم. یک روز از طریق شبکه های مجازی صاحب آن خانه که هیچ وقت عکس ها را ندیده بود به من گفت که من پاک شده ام و در بندرانزلی سکونت دارم و دوست دارم که این عکس ها را تماشا کنم. به بندرانزلی رفتم و عکس هایی جدید از این فرد گرفتم و به این صورت مجموعه من کامل شد. بعد از ثبت این مجموعه سه ماه مریض شدم.

این عکاس بوشهری گفت: من در بوشهر نمایشگاهی از این عکس ها در یک ساختمان ویرانه برگزار کردم. فضای آن لوکیشن بسیار نزدیک به فضای سوژه ها بود به گونه ای که همه فکر می کردند که این اتفاق ها در همان ساختمان که یک سالن قدیمی بلیارد بوده است رخ داده است. دوست داشتم مردم در آن محیط خاکی و کثیف کمی برای دیدن آن عکس ها رنج بکشند آن گونه که من برای ثبت آن ها رنج کشیدم. برای افتتاحیه این نمایشگاه هم به جای روبان از نوار خطر استفاده کردم.

او درباره نوع کادربندی و رنگی بودن عکس ها نیز توضیح داد: می خواستم نامنظم بودن زندگی و محیط زیست این افراد را به واسطه کادرهای نامنظم نشان بدهم. از سویی این افراد به واسطه مصرف ماده«ال اس دی» و «ماری جوانا» توهمات رنگی داشتند که من می خواستم این توهمات را نیز رنگی نشان دهم. این افراد هم چنین با موجود غایبی به اسم «گلی» دوست بودند و از سویی از ماده«گل» نیز استفاده می کردند و خواستم که این عنوان را برای مجموعه خود انتخاب کنم.

تاریخ خبر: 1396/09/17